تبليغاتX
گر ما نباشيم...دنيا را آب خواهد برد

گر ما نباشيم...دنيا را آب خواهد برد

...داروگ...قورباغه ايست كه آوازش نوید دهنده ی بارش باران است

این پول پاپی چه کارایی که نمیکنه...

در پی تصویب قانون جذب دانشجوی پولی در مجلس محترم

                                               نا برده رنج گنج میسّر شد!!

+ نوشته شده در  جمعه 28 آبان1389ساعت 1:28 بعد از ظهر  توسط محمد رضایی  | 

برنامه نویسی

سلام

اگه یادتون باشه استاد سر کلاس یه مثال گفت و بعد پشیمون شد یه مثال دیگه زد

سوالش این بود:

عدد n را از ورودی بگیرد و مجموع سری زیر را حساب کند

1 + 2/2! + 3/3! + … n/n!

سوال جالبیه. من توش یه کم گیر کردم.

برنامه ش این میشه:

clc

clear

(' ')n=input

sum=1

count=1

for j=1:n

while count<=j

sum=sum*count

count=count+1

end

a(j)=sum

end

f=0

for j=1:n

(b(j)=j/a(j

(f=f+b(j

end

(f مجموع سری میشه)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 آبان1389ساعت 11:50 بعد از ظهر  توسط محمد رضایی  | 

برنامه نویسی

اینم تمرینه جلسه ی قبل

خانوم ها و آقایون حقّ کپی رایت فراموش نشه

شماره حساب ۵۵۰۱۲۶۸۹

بانک ملّی ایران

شعبه ی برنامه نویسان بینوا

clc

clear

(' ')n=input

m=n

count=0

while n>=1

(r=mod(n,10

count=count+1

(n=floor(n/10

end

sum=0

for i=1:count

(r(i)=mod(m,10

((a(i)=r(i)*(16^(i-1

(sum=sum+a(i

(m=floor(m/10

end

sum

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 آبان1389ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط محمد رضایی  | 

برنامه نویسی

 اگه تو تمرین میگفت عددی را از مبنای ۱۶ به مبنای ۳ ببرید اول به مبنای ۱۰ مبریم، بعد میبریم مبنای ۳(یا هر عدد دیگه ای که خواسته بود) برنامه ش این جوری میشه:

 

clc

clear

(' ')n=input

m=n

count=0

while n>=1

(r=mod(n,10

count=count+1

(n=floor(n/10

end

sum=0

for i=1:count

(r(i)=mod(m,10

((a(i)=r(i)*(16^(i-1

(sum=sum+a(i

(m=floor(m/10

end

p=sum

f=p

c=0

z=0

while p>=1

(R=mod(p,3

c=c+1

(p=floor(p/3

end

for i=1:c

(R(i)=mod(f,3

(f=floor(f/3

end

i=1

while i<=c

(b(i)=R(i)*10^(i-1

(z=z+b(i

i=i+1

end

z

(z مبنای ۳ شده ی عددمونه.)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 آبان1389ساعت 9:25 بعد از ظهر  توسط محمد رضایی  | 

برنامه نویسی

اینم یه مثال من دَرآوُردی از خودمه،

سر امتحان که سوالای تکراری خودشو نمیده، اینجوری می پیچونه سوالو.

برنامه ای که عددی را از ورودی دریافت کرده و بزرگترین عدد اوّل قبل از آن را مشخص کند:

clc

clear

(' ')n=input

for j=2:n

i=1

sum=0

count=0

while i

(r=mod(j,i

if r==0

sum=sum+i

i=i+1

else

i=i+1

end

end

if sum==1

count=count+1

a(count)=j

end

end

(a(1

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 آبان1389ساعت 4:17 بعد از ظهر  توسط محمد رضایی  | 

برنامه نویسی

مثال آخری که استاد حل کرد این بود دیگه؟:

عددی را از ورودی دریافت کرده و اعداد اوّل قبل از آن را تولید کنید و در یک آرایه قرار دهید

روشی که استاد حل کرد خیلی زیقّه. من که هیچی نفهمیدم. این روش ساده تر و قابل فهمه. اونایی که مثل من متوجه روش استاد نشدن اینو بخونن می فهمند

clc

clear

(' ')n=input

count=0

for j=2:n

i=1

sum=0

(while i<=(j/2

(r=mod(j,i

if r==0

sum=sum+i

i=i+1

else

i=i+1

end

end

if sum==1

count=count+1

a(count)=j

end

end

while count>0

(a(count

count=count-1

end

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 آبان1389ساعت 4:10 بعد از ظهر  توسط محمد رضایی  | 

عقل گوید شش جهت حدّ است و بیرون راه نیست

                                                                  عشق گوید راه هست و رفته ام من بارها...

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 آبان1389ساعت 4:24 بعد از ظهر  توسط محمد رضایی  | 

سدها و انواع آنها

سدها در گذشته هاي دور بر دو نوع بودند، سدهاي بلند که معمولاً ارتفاع آنها بيش از 15 متر بوده و سدهاي کوتاه که ارتفاع آنها زير 15 متر مي باشد. اما در حال حاضر سدي را کوتاه خطاب مي کنند که ارتفاع آن زير 30 متر باشد.
نوع ديگري از دسته بندي سدها در حال حاضر بر اساس مصالح بکار رفته در آنها مي باشد و در دنياي کنوني بطور معمول سه نوع سد را بطور عموم مي شناسند که اين سه نوع سد با توجه به جغرافياي مکاني احداث سد و نوع کاربري آن و نوع اقليم و ميزان آبگيري آن انتخاب مي شود.
اين سه نوع عبارتند از:
1- سدهاي خاکي:
- خاکي
- سنگريز
2- سدهاي بتني:
- وزني
- قوسي
- پشت بند دار
3- سدهاي لاستيکي
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 آبان1389ساعت 9:1 قبل از ظهر  توسط حسین صفایی خواه  | 

نقش مديريت ريسک در کنترل و کاهش آلودگي آب

يکي از عوامل آلودگي منابع آب در کشور بروز حوادث غيرمترقبه طبيعي يا انسان ساخت مي باشد.وقوع زلزله، سيل، رانش زمين و غيره از يک سو و بروز حوادث ناشي از حمل و نقل مواد خطرناک، فرسودگي تاسيسات نفتي، افزايش حجم و تنوع پساب هاي ورودي به تصفيه خانه هاي فاضلاب شهري و روستايي و غيره ازسوي ديگر احتمال خطر آلودگي منابع آب را افزايش مي دهد.در اين ميان عدم وجود سيستم مديريت ريسک، امکان جلوگيري از بحران يا مقابله با آن را به حداقل رسانده و بعضا با وجود صرف هزينه هاي زياد و بکارگيري نيروي انساني فراوان، معضل آلودگي همچنان پا برجا
خواهد بود.مديريت ريسک بر اساس چهار محور: پيشگيري، آمادگي، مقابله با بحران و احيا و بازسازي منطقه بحران زده، نه تنها عوامل حادثه را قبل از بروز شناسايي نموده و در صدد جلوگيري از وقوع آن ها بر مي آيد، بلکه اقدامات مورد نياز جهت مقابله با حوادث احتمالي آينده را نيز پيش بيني مي کند. همچنين عمليات احيا وبازسازي منطقه آسيب ديده و آلوده شده را از قبل طراحي و وظايف کليه نهادهاي درگيبلايا عبارتند از موقعيت هاي بحراني که توان انسان ها قادر به جلوگيري از وقوع آن نمي باشد. بلايا در واقع رخدادهاي ناگهاني نبوده بلکه به کمک ابزارهاي پيشرفته علمي مي توان زمان، مکان و شدت وقوع آنها را پيش بيني کرد.بنابراين گر چه نمي توان از بروز آن جلوگيري کرد اما مي توان از آثار تخريبي آن کاست. بلايا يا حوادث ناگهاني ميتوانند ناشي از عوامل طبيعي، انسان ساخت يا ترکيبي از آنها باشند. براي مقابله با حوادث دو روش وجود دارد: ( 1) مديريت بحران و ( 2) مديريت ريسک

مديريت بحران عبارت است از مجموعه سياستگذاري ها و تصميم گيري هاي حکومتي و اقدامات عملي مورد نياز به منظور کاهش اثرات بحران هاي احتمالي، مهيا شدن جهت مقابله با بحران، واکنش در هنگام بروز بحران، ترميم خرابي هاي ناشي از بلاياي طبيعي يا انسان ساخت. مديريت بحران شامل مراحل زير است که بايد به صورت علمي و مرحله به مرحله مطالعه و بررسي شوند

- مرحله وقوع بحران: در اين مرحله بحران رخ مي دهد و منجر به آسيب يا از بين رفتن انسان ها، اموال، محيط زيست و غيره مي شود. وجود يک استراتژي فراگير در زمينه اقدامات مورد نياز در زمان بحران، که قبل از وقوع حادثه به خوبي تدوين و تمرين شده باشد، مي تواند به نجات جان انسان ها و کاهش خرابي ها و خسارات بيانجامد.
- مرحله مقابله با بحران: اين مرحله بلافاصله پس از وقوع حادثه آغاز مي شود. در اين مرحله همه افراد جداگانه وارد عمل شده و به روش خود به مقابله با بحران بر مي خيزند.
- مرحله بازسازي: اين مرحله پس از برآورده شدن احتياجات اوليه آغاز مي شود و هدف از اجراي آن بازگشت به وضعيت قبل از وقوع بحران است. لذا ممکن است انجام اقدامات در اين مرحله ماه ها و بلکه سال ها به طول انجامد.
- مرحله کاهش خطرات يا تسکين: پس از بازگشت به وضعيت قبل از بحران ضروري است که شاخص هاي معيني جهت کاهش ميزان تخريب حوادث مشابه در آينده تدوين کرد. به طور مثال پس از وقوع زلزله که خسارات زيادي به خانه هاي غير استاندارد وارد مي شود، اقدام به ساخت خانه هاي مقاوم مي کنند.
- مرحله آمادگي: هدف از اين مرحله دستيابي به راه هاي مقابله با حوادث مشابه در آينده است. در اين مرحله مي بايست طرح جامع "اقدام در مواقع اضطرار" تهيه شود.

در مقابل، مديريت ريسک عبارت است از فرآيند تعيين ميزان يا ارزيابي خطرات ناشي از وقوع يک حادثه و در
پي آن تدوين استراتژي هاي مديريت حادثه مزبور. بدين ترتيب مديريت ريسک سعي دارد رويدادها را قبل از وقوع
شناسايي و کنترل نموده يا برنامه اي تهيه نمايد که در زمان وقوع اين رويدادها با آنها مقابله کند. مديريت ريسک شامل
چهار فرآيند است: (الف) شناسائي و تعيين ريسک به معني شناسايي و تشخيص خسارات بالقوه و بررسي مواردي که امکان
جلوکيري يا کاهش خسارات را فراهم مي آورد، (ب) تجزيه و تحليل ريسک به معني برآورد احتمال وقوع حوادث مختلف،و عواقب ناشي از آن و محاسبه ريسک  (عواقب ×احتمال)، (ج) کنترل يا مهار ريسک به کمک روش هاي سازه اي يا غير سازه اي ،   (د) واکنش به ريسک.

چرخه مديريت مخاطرات  (Risk Management)
اين چرخه شامل چهار مرحله است که دو مرحله به قبل و دو مرحله به بعد از وقوع بحران مربوط مي باشد. اين مراحل عبارتند از:
الف) مراحل پيش از وقوع بحران
- مرحله پيشگيري و کاهش: در اين مرحله سعي بر جلوگيري از وقوع حادثه يا کاهش اثرات تخريبي و يادگيري ازتجارب بدست آمده از حوادث قبلي است.
- مرحله آمادگي: اين مرحله شامل اقدامات و ضوابط اطمينان بخشي است که مقابله با اثرات تخريبي حادثه را موثرو مناسب مي سازد. اما هدف از اين مرحله پيشگيري از وقوع حادثه نيست، بلکه منظور اصلي هشياري، آمادگي و آموزش جهت مقابله با حوادث احتمالي آتي مي باشد.
ب) مراحل پس از وقوع حادثه
- مرحله مقابله با بحران: در اين مرحله مديريت وضعيت اضطراري ناشي از بروز حادثه انجام مي شود.
-مرحله بازسازي و احيا: در اين مرحله عمليات بلند مدت براي بازگشت به وضعيت قبل از حادثه، اساس کليه اقدامات مي باشد.
در اين ميان براي کاهش خطرات و بحران ها پنج عنصر کليدي بايد مورد توجه قرار گيرند: (الف) ايجاد تشکيلات هماهنگ کننده نهادهاي ذيربط،
 (ب)گنجاندن مفهوم کاهش خطرات احتمالي در برنامه هاي توسعه، (ج) مديريت اطلاعات، (د)آگاهي رساني عمومي، 
(ه) گسترش مشارکت شهروندان.

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 آبان1389ساعت 8:49 قبل از ظهر  توسط حسین صفایی خواه  | 

برنامه نویسی

clc

clear

a = input ('[sal mah rooz]');

b = input ('[sala maha rooza]');

d = a(1,1)*365.25;

f = b(1,1)*365.25;

if 1

    c = a(1,2)*31;

    else

    c = a(1,2)*30;

end

if 1

    g = b(1,2)*31;

    else

    g = b(1,2)*30;

end

g-c+f-d+b(1,3)-a(1,3)

 --------------------------------------------------------------------------------------------------

clc

clear

N = input('N= ');

M = input('M= ');

f1 = 0;

f2 = 1;

f3 = f1+f2

While f3<=M

    f1 = f2;

    f2 = f3;

    f3 = f1+f2

=>if N

 f3

   a = f3

end

end

------------------------------------------------------------------------------------------------

 اگه کپیش کنید تو وُرد جای پرانتزاش درست میشه

البته برنامه اولی رو امید نوشت

من یه جور دیگه تو ذهنم بود که واسه نوشتنش باید تاریخ صدر اسلام رو بلد باشیم

این که امید نوشته راحت تره

این درس از عسل هم شیرین تره

+ نوشته شده در  شنبه 15 آبان1389ساعت 12:59 بعد از ظهر  توسط محمد رضایی  | 

جشن معارفه...

سلام

از معارفه ی دیروز یه درس بزرگ گرفتم

این که یه قزوینی هر کجای دنیا که باشه (حتی تو آمریکا) اصالت خودشو حفظ میکنه.

یه پیشنهاد هم برای مسئولین اجرایی این گونه مراسمات دارم...

اینکه قبل از اجرای مراسم به خانوما تذکر بدن که ناخوناشون رو بگیرن

این کار دوتا فایده داره

اول این که واسه سلامتی خود خانوما خوبه

دوم این که دیگه بادکنک ها رو زخم و زیلی نمیکنن و مراسم به هم نمیریزه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 آبان1389ساعت 12:20 بعد از ظهر  توسط محمد رضایی  | 

انتظار

کاش میشد روی زمین ما دو تا باشیمو بس

خسته ام از آدما/زندونیم توی قفس

من میخوام کاری کنی که انتظار تموم بشه!

بغض تنهایی من بی تو داره باز میشه!

میخوام ابرا رو ببینم/میخوام اون بالا بشینم

میخوام اونجا برمو/بشنوفنو/بگم که این پایین برام هیچی نداشت!

حالا ابرا واسه ی من سیاهنو اشک میریزن!

ازشون میخوام منو بیان از اینجا ببرن!

رو زمین جایی نمونده بیاین که با هم بپریم

غم و غصه هامونو بیاین از اینجا ببریم!

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 آبان1389ساعت 9:37 قبل از ظهر  توسط حسین صفایی خواه  | 

برنامه نویسی

سلام

این  run شده ی اون تمرین اوّلیه ست که جای رقم های یه عدد رو عوض میکنه

اگه کسی جور دیگه حل کرده بگه

 

clc

clear

(' ')n=input

m=n

count=0

while n>=1

    n=n/10

    count=count+1

end

i=1

sum=0

while i<=count

    (r=mod(m,10

    (sum=sum+ r*10^(count-i

    (m=floor(m/10

    i=i+1

end

sum

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 آبان1389ساعت 1:43 بعد از ظهر  توسط محمد رضایی  | 

مردها...

یه شعر قشنگ

هر کی حال داشت بخونه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 2 آبان1389ساعت 1:21 بعد از ظهر  توسط محمد رضایی  | 

زندگی...

زندگی ریاضیات است . خوبی ها را جمع کنید ، دعواها را کم کنید

شادی ها را ضرب کنید ، دردها را تقسیم کنید

نفرت ها را زیر رادیکال ببرید . عشق را به توان برسانید . . .

+ نوشته شده در  شنبه 1 آبان1389ساعت 3:5 بعد از ظهر  توسط محمد مژده شفق  | 

سلام...

سلام به همه دوستان هم کلاسی...

امیدوارم که حال همگی خوب باشه و اوضاع همه جا خوب باشه!

از جمله دانشگاه و اینا...

از این که میبینم هنوز این وبلاگ سزپاست خوشحالم ولی حضور دوستامون از جمله خانم های محترم کلاس یکم کمرنگه...من بعد از مدت ها دوباره گفتم یه دستی بر آتش بزنم و یه کارایی بکنم!طبق آخرین ارتباط با نماینده ما در مالزی یعنی آقای رضا بنیسی قدیم و جدید...تصمیم بر این شد که من و ایشون به عنوان نمایندگی های مدیزیت وبلاگ با ۲تا شعبه این کار و ادامه بدیم و بریم جلو...

جه داره که دوباره از همه دوستانی که هنوز عضو نیستن دعوت کنم که بیان و دیگه کم کم عضو بشن..یکسال به همین سرعت گذشت...از اونایی هم که میان و نظر میدن و یه سری پست میذارن ممنونم...

منم خودم قول میدم که حضورم و پررنگ تر کنم...

با تشکر از همه ی دوستان قدیم و جدید...با آرزوی موفقیت برای همه...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 مهر1389ساعت 7:14 بعد از ظهر  توسط دانشجويان مهندسي كشاورزي(آب)ورودي 88  | 

در برابر خدا!

اگر من خدا بودم به بندگان خود اجازه نمی دادم که در حضور من زانو بزنند؛
بلکه به آنها فرمان میدادم که سراپا ایستاده و به صورت و چشمانم نگاه کنند و مرا مانند خود بدانند و چون برادری که با برادر خود حرف میزند با من تکلم نمایند.
دلیل ندارد که آن ها خود را در مقابل من حقیر سازند زیرا من خودم آن ها را به طوری که هستند ساخته ام!

موریس مترلینگ

+ نوشته شده در  شنبه 24 مهر1389ساعت 11:10 بعد از ظهر  توسط محمد رضایی  | 

آرزو ،یم این است...

نرود اشک به چشمان تو هرگز مگر از شوق زیاد...

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز...

و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی...

عاشق آن که تو را میخواهد و به لبخند تو از خویش رها میگردد...

و تو را دوست بدارم ...

به همان اندازه...

 که دلت می خواهد...

+ نوشته شده در  شنبه 24 مهر1389ساعت 8:22 بعد از ظهر  توسط محمد رضایی 

برنامه نویسی

سلام

این run شده ی اون 4 تا تمرین استاده تو متلب

واسه اون همکلاسی که گفت بذار گذاشتم.

البته فونت بلوگفا قاطی پاتیه نمیشه ; رو گذاشت


قدر مطلق:

clc

clear

(' ')a=input

if a<0

x=-a

else

x=a

end

x


مشخص کردن مثبت یا منفی یا صفر بودن یک عدد:

clc

clear

(' ')a=input

if a>0

('disp('adade vared shode mosbat ast

end

if a<0

('disp('adade vared shode manfi ast

end

if a==0

('disp('adad vared shode sefr ast

end


بخش پذیری بر 3 و 5:

clc

clear

(' ')a=input

(r=mod(a,3

if r==0

('disp('a bar 3 bakhshpazir ast

else

('disp('a bar 3 bakhshpazir nist

end

(w=mod(a,5

if w==0

('disp('a bar 5 bakhshpazir ast

else

('disp('a bar 5 bakhshpazir nist

end


ریشه های یک معادله ی درجه ی 2:

clc

clear

(' ')a=input

(' ')b=input

(' ')c=input

d=b*b - 4*a*c

f=-b + d^0.5

q=-b - d^0.5

z=2*a

if a==0

x=-c/b

end

if d<0

('disp('mo`adele rishe nadarad

else

x1=f/z

x2=q/z

end

 

+ نوشته شده در  شنبه 24 مهر1389ساعت 11:36 قبل از ظهر  توسط محمد رضایی  | 

رای ندهید رای آوردم!!!

سه شنبه یکی از دوستان سال بالایی به من خبر دادن که این بنده ی حقیرو به عنوان نماینده ی کل ورودی های ۸۸ انتخاب کردند!تو رو خدا میبینی الکی الکی شدیم نماینده!جالبه قبل انتخابات به آدم سمت میدن!

+ نوشته شده در  شنبه 24 مهر1389ساعت 10:0 قبل از ظهر  توسط حسین صفایی خواه  | 

درد دل های نی نی کوچولو!!!

خدا به ما انگشت داده – مامان میگه،«باچنگال غذابخور»
خدا به ما صدا داده – مامان میگه،«جیغ نزن»
مامان میگه،«کلم بخور،حبوبات و هویج بخور»
ولی خدا به ما هوس بستنی شیره‌ای داده

خدا به ما انگشت داده – مامان میگه،«دستمال بردار»
خدا به ما آب گل آلود داده – مامان میگه،«شالاپ شولوپ نکن»
مامان میگه،«ساکت باش،خوابه بابات»
اما خدا به ما درسطل آشغال داده که میشه باهاش شترق صدا داد

خدا به ما انگشت داده – مامان میگه،«باید دستکش هات رو دست کنی»
خدا به ما بارون داده – مامان میگه،«مبادا خیس بشی»
مامان میخواد که ما مراقب باشیم وزیاد نزدیک نشیم
به اون سگ های قشنگ غریبه ای که خدا بهمون داده نوازششون کنیم

خدا به ما انگشت داده – مامان میگه،«برو دستت رو بشور»
ولی آخه خدا به ما جعبه های پر اززغال. تن های سیاه شده قشنگ
داده،چه جور!
من چندان باهوش نیستم،ولی یه چیز رو مطمئنم بخدا
یا مامان داره اشتباه می کنه،یا اگه نه،خدا.

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 مهر1389ساعت 10:56 قبل از ظهر  توسط دانشجويان مهندسي كشاورزي(آب)ورودي 88  | 

رای ما حسین صفایی خواه

سلام به همه ی دوستان !

از دوستانی که سه شنبه ۲۷/۷/۸۹ به هر دلیلی در دانشگاه حضور دارند خواهشمندم که به پای صندوق رای رفته و به من یا رای بدید یا اصلا رای ندید!

سه شنبه روز انتخابات انجمن های علمی در دانشگاه هستش!

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 مهر1389ساعت 10:0 قبل از ظهر  توسط حسین صفایی خواه  | 

کبوتر امام رضا(ع)-(شعر از حسین صفا منش)

ببین از کجا میام که هنوز مسافرم

که هنوز نیومده هوایی شدم برم

به چی دل بستم که از همه دل کندم!

که به دنیا و غم دنیا می خندم!

کاشکی بازم تو حرم با کفترات بپرم

پیش تو پر بگیرم ازت خبر بگیرم

رو سیاهم که هنوز از تو خیلی دورم

مهربونی با من اما انگار کورم

اگه دورم از تو تو به من نزدیکی

دلمو میبینی حتی تو تاریکی

چی میشه یه بار دیگه باز بیام پابوست

که میخوام غرق بشم توی اقیانوست

کاشکی بازم تو حرم با کفترات بپرم

پیش تو پر بگیرم ازت خبر بگیرم

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 مهر1389ساعت 9:45 قبل از ظهر  توسط حسین صفایی خواه  | 

روز دختر

بله...

امروزم چقدر روز معمولی ایه

+ نوشته شده در  شنبه 17 مهر1389ساعت 1:0 بعد از ظهر  توسط محمد رضایی  | 

روزت مبارک!!!

ولادت با سعادت کریمه ی اهل بیت حضرت معصومه (س) و روز دختر رو به تمامی دختران مخصوصا دختران کشاورزی ورودی ۸۸ تبریک میگم!
+ نوشته شده در  شنبه 17 مهر1389ساعت 12:48 بعد از ظهر  توسط حسین صفایی خواه 

...

سلام به همه ی دوستان

دیدم شما که عکس نمی ذارید لااقل من دوتا عکس بذارم:))))))))

البته این عکسا واسه عید امسال، ایشاا... جدیداشم بعداً می ذارم

دنیای خوبی داشته باشید



+ نوشته شده در  جمعه 16 مهر1389ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط دانشجويان مهندسي كشاورزي(آب)ورودي 88  | 

سفرنامه ی زنجان

سلام

تو اردوی دیروز جای همه تون خالی بود. البته منظورم از همه، افرادیه که نبودن!

از حواشی اُردو جا موندن من و حسین و اُمید بود. چون مسئولین هماهنگی بهمون نگفته بودن حرکت از جلوی خوابگاهه، ما تو دانشگاه منتظرشون بودیم و در حالی که خوشحال بودیم همه دیر کردن و ما تنها کسایی هستیم که سر موقع اومدیم اونا گازشو گرفتن رفتن!

هیچی دیگه، خودمون با شخصی رفتیم زنجان، خیلی حال داد!

حاشیه ی دوم وقتی بود که از رستوران اومدیم بیرون و میخواستیم سوار اتوبوس بشیم...

یه ماشین عروس از جلومون رد شد؛ نبودید ببینید خانومای ۸۷ی وقتی ماشین عروس رو دیدن با چه حسرتی دست میزدن! جیگرم آتیش گرفت

حاشیه ی سوّم وقتی بود که رفتیم گنبد سلطانیه. چند تا توریست از بلژیک اومده بودن که گنبد سلطانیه رو ببینن و عکس بندازن؛ خانومای ۸۷ی گنبد سلطانیه رو بیخیال شدن رفتن با اونا عکس بندازن!

حاشیه ی چهارم... اگه سرانگشتی حساب کنیم آقای سعیدی حدوداً سه چهارم زمان اردو رو داشتن آواز میخوندن. بسیار فیض بردیم.

خیلی نمایشگاه خوبی بود. دیدن شرکت هایی که تو زمینه ی کشاورزی فعالیت میکنن و تنوع فعالیت و تخصّص شون خیلی جالب بود.

قشنگ ترین غرفه ی نمایشگاه، غرفه ی ((کود زیستی فسفاته ی بهارور)) و  غرفه ی((رهیاب صنعت البرز)) بود که اوّلی تو زمینه ی کود زیستی فعالیت میکرد، دوّمی تو زمینه ی احداث استخرهای ذخیره ی آب کشاورزی. کلّی تحویلم گرفتن.

بدترین غرفه ش هم واسه شرکت ((گسترش کشت تهران ))بود که تو زمینه ی ساخت گلخانه فعالیت میکرد.  یه جورایی باکلاس ترینش هم بود. نامردا فهمیدن دانشجوام نگامم نکردن.

در کل به زحمت رفتنش می ارزید. جاتون خالی.

+ نوشته شده در  جمعه 16 مهر1389ساعت 11:34 قبل از ظهر  توسط محمد رضایی  | 

منسخان محترمه !!!

سلام

طبق آمارهای رسمی حدود ۶ درصد دانشجویان دختر سیگاری هستند.

اگه تعداد خانوم های کلاس رو ۱۶ تا بدونیم(البته مطمئن نیستم) و ضرب در ۶ درصد کنیم نتیجه میگیریم که یکی از خانوما دور از جون...

خانوم های محترم خواهشا عصبانی نشن.به من هیچ ربطی نداره؛ آمار گرفتن؛رئیس مرکز تحقیقات و کنترل دخانیات گفته. وزیر بهداشت گفته.

خواهرم نکش! از شما بعیده؛ قباحت داره به مولا

از این موضوع که اون یه نفر کی میتونه باشه اگه بگذریم میرسیم به این نکته که...این همه زحمت بکش دختر دست گلت رو بزرگ کن بفرست دانشگاه اونوقت...

 

+ نوشته شده در  شنبه 10 مهر1389ساعت 10:50 بعد از ظهر  توسط محمد رضایی  | 

تغییر مدیریت وبلاگ...

سلام به همهی دوستان...

امیدورام که حال همه خوب بوده باشه و تابستونو به نحو احسن سپری کرده باشین و بهتون خوش گذشته باشه!دیگه واجب شد با شروع شدن کلاسا و درس و دانشگاه و همون قصه های همیشگی و همچنین پریدن مدیریت قبلی وبلاگ(آقای بنیسی)به اطلاع دوستان برسونم که برای رونق گرفتن دوباره وبلاگ نیاز به تغییر و تحولاتی هست که دوباره به همون روزهای پربار با حضور همه ی دوستان برگردیم!

این تغییرات باید اول از همه تو زمینه مدیریت وبلاگ باشه!بنده که یه زمانی بر مسند ریاست بودم و الان کابری بیش نیستم!این پست های دنیوی به هیچ کس از جمله من وفا نکردن!آقی بنیسی دوست گرامی ما هم که زد به کله اش و به عنوان فرار مغزها پرید رفت مملکت غربت و از زحماتش تو این مدت ضمن چشم پوشی از....کاریاش تشکر میکنیم!

حالا نوبتی هم باشه نوبته خانم های محترم کلاسه که آمادگی خودشونو برای پذیرش این مسئولیت اعلام کنن و بعد از هماهنگی ها دیگه همه ی تغبییرات لازم از جمله ظاهر و باطن و هست و نیست و انجام بدن!خلاصه من منتظر اعلام آمادگی از سوی خانم ها هستم و اگه کسی تمایل به پذیرش این مسئولیت دنیوی و اخروی داشت تو بخش نظرات این پست اعلام کنه!هرچی زودتر بهتر البته!

کل کلام همین بود...با آرزوی موفقیت برای همه دوستان...

با تشکر

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 مهر1389ساعت 5:16 بعد از ظهر  توسط محمد مژده شفق  | 

سلام به همه...

سلام به همه رفقای خودم

خوبید؟ خوشید؟؟؟

گفتم شما سرتون شولوغ سراغی از من نمی گیرید، خودم بیام دیگه!!!!

بازم با اون مازندرانی کلاس دارید؟؟؟

این از جون بچه های کشاورزی چی می خواد چمبره زده رو کلاسا آخه؟؟؟

امیدوارم ترم خوبی باشه

منم برم به بدبختیام برسم

دنیای خوبی داشته باشید

...

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 مهر1389ساعت 7:21 قبل از ظهر  توسط دانشجويان مهندسي كشاورزي(آب)ورودي 88  |