این پول پاپی چه کارایی که نمیکنه...
نا برده رنج گنج میسّر شد!!
...داروگ...قورباغه ايست كه آوازش نوید دهنده ی بارش باران است
نا برده رنج گنج میسّر شد!!
اگه یادتون باشه استاد سر کلاس یه مثال گفت و بعد پشیمون شد یه مثال دیگه زد
سوالش این بود:
عدد n را از ورودی بگیرد و مجموع سری زیر را حساب کند
1 + 2/2! + 3/3! + … n/n!
سوال جالبیه. من توش یه کم گیر کردم.
برنامه ش این میشه:
clc
clear
(
' ')n=inputsum=1
count=1
for
j=1:n while count<=jsum=sum*count
count=count+1
enda(j)=sum
end
f=0
for
j=1:n(b(j)=j/a(j
(f=f+b(j
end
(f مجموع سری میشه)
خانوم ها و آقایون حقّ کپی رایت فراموش نشه
شماره حساب ۵۵۰۱۲۶۸۹
بانک ملّی ایران
شعبه ی برنامه نویسان بینوا
clc
clear
(
' ')n=inputm=n
count=0
while
n>=1(r=mod(n,10
count=count+1
(n=floor(n/10
end
sum=0
for
i=1:count(r(i)=mod(m,10
((a(i)=r(i)*(16^(i-1
(sum=sum+a(i
(m=floor(m/10
end
sum
clc
clear
(
' ')n=inputm=n
count=0
while
n>=1(r=mod(n,10
count=count+1
(n=floor(n/10
end
sum=0
for
i=1:count(r(i)=mod(m,10
((a(i)=r(i)*(16^(i-1
(sum=sum+a(i
(m=floor(m/10
end
p=sum
f=p
c=0
z=0
while
p>=1(R=mod(p,3
c=c+1
(p=floor(p/3
end
for
i=1:c(R(i)=mod(f,3
(f=floor(f/3
end
i=1
while
i<=c(b(i)=R(i)*10^(i-1
(z=z+b(i
i=i+1
end
z
(z مبنای ۳ شده ی عددمونه.)
سر امتحان که سوالای تکراری خودشو نمیده، اینجوری می پیچونه سوالو.
برنامه ای که عددی را از ورودی دریافت کرده و بزرگترین عدد اوّل قبل از آن را مشخص کند:
clc
clear
(
' ')n=inputfor
j=2:ni=1
sum=0
count=0
while i(r=mod(j,i
sum=sum+i
i=i+1
elsei=i+1
end end if sum==1count=count+1
a(count)=j
endend
(a(1
مثال آخری که استاد حل کرد این بود دیگه؟:
عددی را از ورودی دریافت کرده و اعداد اوّل قبل از آن را تولید کنید و در یک آرایه قرار دهید
روشی که استاد حل کرد خیلی زیقّه. من که هیچی نفهمیدم. این روش ساده تر و قابل فهمه. اونایی که مثل من متوجه روش استاد نشدن اینو بخونن می فهمند
clc
clear
(
' ')n=inputcount=0
for
j=2:ni=1
sum=0
(while i<=(j/2(r=mod(j,i
if r==0sum=sum+i
i=i+1
elsei=i+1
end end if sum==1count=count+1
a(count)=j
endend
while
count>0(a(count
count=count-1
end
عشق گوید راه هست و رفته ام من بارها...
مديريت بحران عبارت است از مجموعه سياستگذاري ها و تصميم گيري هاي حکومتي و اقدامات عملي مورد نياز به منظور کاهش اثرات بحران هاي احتمالي، مهيا شدن جهت مقابله با بحران، واکنش در هنگام بروز بحران، ترميم خرابي هاي ناشي از بلاياي طبيعي يا انسان ساخت. مديريت بحران شامل مراحل زير است که بايد به صورت علمي و مرحله به مرحله مطالعه و بررسي شوند
- مرحله وقوع بحران: در اين مرحله بحران رخ مي دهد و منجر به آسيب يا از بين رفتن انسان ها، اموال، محيط زيست و غيره مي شود. وجود يک استراتژي فراگير در زمينه اقدامات مورد نياز در زمان بحران، که قبل از وقوع حادثه به خوبي تدوين و تمرين شده باشد، مي تواند به نجات جان انسان ها و کاهش خرابي ها و خسارات بيانجامد.
- مرحله مقابله با بحران: اين مرحله بلافاصله پس از وقوع حادثه آغاز مي شود. در اين مرحله همه افراد جداگانه وارد عمل شده و به روش خود به مقابله با بحران بر مي خيزند.
- مرحله بازسازي: اين مرحله پس از برآورده شدن احتياجات اوليه آغاز مي شود و هدف از اجراي آن بازگشت به وضعيت قبل از وقوع بحران است. لذا ممکن است انجام اقدامات در اين مرحله ماه ها و بلکه سال ها به طول انجامد.
- مرحله کاهش خطرات يا تسکين: پس از بازگشت به وضعيت قبل از بحران ضروري است که شاخص هاي معيني جهت کاهش ميزان تخريب حوادث مشابه در آينده تدوين کرد. به طور مثال پس از وقوع زلزله که خسارات زيادي به خانه هاي غير استاندارد وارد مي شود، اقدام به ساخت خانه هاي مقاوم مي کنند.
- مرحله آمادگي: هدف از اين مرحله دستيابي به راه هاي مقابله با حوادث مشابه در آينده است. در اين مرحله مي بايست طرح جامع "اقدام در مواقع اضطرار" تهيه شود.
در مقابل، مديريت ريسک عبارت است از فرآيند تعيين ميزان يا ارزيابي خطرات ناشي از وقوع يک حادثه و در
پي آن تدوين استراتژي هاي مديريت حادثه مزبور. بدين ترتيب مديريت ريسک سعي دارد رويدادها را قبل از وقوع
شناسايي و کنترل نموده يا برنامه اي تهيه نمايد که در زمان وقوع اين رويدادها با آنها مقابله کند. مديريت ريسک شامل
چهار فرآيند است: (الف) شناسائي و تعيين ريسک به معني شناسايي و تشخيص خسارات بالقوه و بررسي مواردي که امکان
جلوکيري يا کاهش خسارات را فراهم مي آورد، (ب) تجزيه و تحليل ريسک به معني برآورد احتمال وقوع حوادث مختلف،و عواقب ناشي از آن و محاسبه ريسک (عواقب ×احتمال)، (ج) کنترل يا مهار ريسک به کمک روش هاي سازه اي يا غير سازه اي ، (د) واکنش به ريسک.
چرخه مديريت مخاطرات (Risk Management)
اين چرخه شامل چهار مرحله است که دو مرحله به قبل و دو مرحله به بعد از وقوع بحران مربوط مي باشد. اين مراحل عبارتند از:
الف) مراحل پيش از وقوع بحران
- مرحله پيشگيري و کاهش: در اين مرحله سعي بر جلوگيري از وقوع حادثه يا کاهش اثرات تخريبي و يادگيري ازتجارب بدست آمده از حوادث قبلي است.
- مرحله آمادگي: اين مرحله شامل اقدامات و ضوابط اطمينان بخشي است که مقابله با اثرات تخريبي حادثه را موثرو مناسب مي سازد. اما هدف از اين مرحله پيشگيري از وقوع حادثه نيست، بلکه منظور اصلي هشياري، آمادگي و آموزش جهت مقابله با حوادث احتمالي آتي مي باشد.
ب) مراحل پس از وقوع حادثه
- مرحله مقابله با بحران: در اين مرحله مديريت وضعيت اضطراري ناشي از بروز حادثه انجام مي شود.
-مرحله بازسازي و احيا: در اين مرحله عمليات بلند مدت براي بازگشت به وضعيت قبل از حادثه، اساس کليه اقدامات مي باشد.
در اين ميان براي کاهش خطرات و بحران ها پنج عنصر کليدي بايد مورد توجه قرار گيرند: (الف) ايجاد تشکيلات هماهنگ کننده نهادهاي ذيربط،
(ب)گنجاندن مفهوم کاهش خطرات احتمالي در برنامه هاي توسعه، (ج) مديريت اطلاعات، (د)آگاهي رساني عمومي،
(ه) گسترش مشارکت شهروندان.
clear
a = input ('[sal mah rooz]');
b = input ('[sala maha rooza]');
d = a(1,1)*365.25;
f = b(1,1)*365.25;
از معارفه ی دیروز یه درس بزرگ گرفتم
این که یه قزوینی هر کجای دنیا که باشه (حتی تو آمریکا) اصالت خودشو حفظ میکنه.
یه پیشنهاد هم برای مسئولین اجرایی این گونه مراسمات دارم...
اینکه قبل از اجرای مراسم به خانوما تذکر بدن که ناخوناشون رو بگیرن
این کار دوتا فایده داره
اول این که واسه سلامتی خود خانوما خوبه
دوم این که دیگه بادکنک ها رو زخم و زیلی نمیکنن و مراسم به هم نمیریزه![]()
خسته ام از آدما/زندونیم توی قفس
من میخوام کاری کنی که انتظار تموم بشه!
بغض تنهایی من بی تو داره باز میشه!
میخوام ابرا رو ببینم/میخوام اون بالا بشینم
میخوام اونجا برمو/بشنوفنو/بگم که این پایین برام هیچی نداشت!
حالا ابرا واسه ی من سیاهنو اشک میریزن!
ازشون میخوام منو بیان از اینجا ببرن!
رو زمین جایی نمونده بیاین که با هم بپریم
غم و غصه هامونو بیاین از اینجا ببریم!
این run شده ی اون تمرین اوّلیه ست که جای رقم های یه عدد رو عوض میکنه
اگه کسی جور دیگه حل کرده بگه
clc
clear
(' ')n=input
m=n
count=0
while n>=1
n=n/10
count=count+1
end
i=1
sum=0
while i<=count
(r=mod(m,10
(sum=sum+ r*10^(count-i
(m=floor(m/10
i=i+1
end
sum
زندگی ریاضیات است . خوبی ها را جمع کنید ، دعواها را کم کنید
شادی ها را ضرب کنید ، دردها را تقسیم کنید
نفرت ها را زیر رادیکال ببرید . عشق را به توان برسانید . . .
امیدوارم که حال همگی خوب باشه و اوضاع همه جا خوب باشه!
از جمله دانشگاه و اینا...
از این که میبینم هنوز این وبلاگ سزپاست خوشحالم ولی حضور دوستامون از جمله خانم های محترم کلاس یکم کمرنگه...من بعد از مدت ها دوباره گفتم یه دستی بر آتش بزنم و یه کارایی بکنم!طبق آخرین ارتباط با نماینده ما در مالزی یعنی آقای رضا بنیسی قدیم و جدید...تصمیم بر این شد که من و ایشون به عنوان نمایندگی های مدیزیت وبلاگ با ۲تا شعبه این کار و ادامه بدیم و بریم جلو...
جه داره که دوباره از همه دوستانی که هنوز عضو نیستن دعوت کنم که بیان و دیگه کم کم عضو بشن..یکسال به همین سرعت گذشت...از اونایی هم که میان و نظر میدن و یه سری پست میذارن ممنونم...
منم خودم قول میدم که حضورم و پررنگ تر کنم...
با تشکر از همه ی دوستان قدیم و جدید...با آرزوی موفقیت برای همه...

موریس مترلینگ
نرود اشک به چشمان تو هرگز مگر از شوق زیاد...
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز...
و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی...
عاشق آن که تو را میخواهد و به لبخند تو از خویش رها میگردد...
و تو را دوست بدارم ...
به همان اندازه...
که دلت می خواهد...
سلام
این run شده ی اون 4 تا تمرین استاده تو متلب
واسه اون همکلاسی که گفت بذار گذاشتم.
البته فونت بلوگفا قاطی پاتیه نمیشه ; رو گذاشت
قدر مطلق:
clc
clear
(' ')a=input
if
a<0x=-a
else
x=a
end
x
مشخص کردن مثبت یا منفی یا صفر بودن یک عدد:
clc
clear
(' ')a=input
if
a>0('disp(
'adade vared shode mosbat astend
if a<0('disp(
'adade vared shode manfi ast endif
a==0('disp(
'adad vared shode sefr astend
بخش پذیری بر 3 و 5:
clc
clear
(' ')a=input
(r=mod(a,3
if
r==0('disp(
'a bar 3 bakhshpazir astelse
('disp(
'a bar 3 bakhshpazir nistend
(w=mod(a,5
if
w==0('disp(
'a bar 5 bakhshpazir astelse
('disp(
'a bar 5 bakhshpazir nistend
ریشه های یک معادله ی درجه ی 2:
clc
clear
(' ')a=input
(' ')b=input
(' ')c=input
d=b*b - 4*a*c
f=-b + d^0.5
q=-b - d^0.5
z=2*a
if
a==0x=-c/b
end
if
d<0('disp(
'mo`adele rishe nadaradelse
x1=f/z
x2=q/z
end
خدا به ما انگشت داده – مامان میگه،«باچنگال غذابخور»
خدا به ما صدا داده – مامان میگه،«جیغ نزن»
مامان میگه،«کلم بخور،حبوبات و هویج بخور»
ولی خدا به ما هوس بستنی شیرهای داده
خدا به ما انگشت داده – مامان میگه،«دستمال بردار»
خدا به ما آب گل آلود داده – مامان میگه،«شالاپ شولوپ نکن»
مامان میگه،«ساکت باش،خوابه بابات»
اما خدا به ما درسطل آشغال داده که میشه باهاش شترق صدا داد
خدا به ما انگشت داده – مامان میگه،«باید دستکش هات رو دست کنی»
خدا به ما بارون داده – مامان میگه،«مبادا خیس بشی»
مامان میخواد که ما مراقب باشیم وزیاد نزدیک نشیم
به اون سگ های قشنگ غریبه ای که خدا بهمون داده نوازششون کنیم
خدا به ما انگشت داده – مامان میگه،«برو دستت رو بشور»
ولی آخه خدا به ما جعبه های پر اززغال. تن های سیاه شده قشنگ
داده،چه جور!
من چندان باهوش نیستم،ولی یه چیز رو مطمئنم بخدا
یا مامان داره اشتباه می کنه،یا اگه نه،خدا.
از دوستانی که سه شنبه ۲۷/۷/۸۹ به هر دلیلی در دانشگاه حضور دارند خواهشمندم که به پای صندوق رای رفته و به من یا رای بدید یا اصلا رای ندید!
سه شنبه روز انتخابات انجمن های علمی در دانشگاه هستش!![]()
که هنوز نیومده هوایی شدم برم
به چی دل بستم که از همه دل کندم!
که به دنیا و غم دنیا می خندم!
کاشکی بازم تو حرم با کفترات بپرم
پیش تو پر بگیرم ازت خبر بگیرم
رو سیاهم که هنوز از تو خیلی دورم
مهربونی با من اما انگار کورم
اگه دورم از تو تو به من نزدیکی
دلمو میبینی حتی تو تاریکی
چی میشه یه بار دیگه باز بیام پابوست
که میخوام غرق بشم توی اقیانوست
کاشکی بازم تو حرم با کفترات بپرم
پیش تو پر بگیرم ازت خبر بگیرم
امروزم چقدر روز معمولی ایه
سلام به همه ی دوستان
دیدم شما که عکس نمی ذارید لااقل من دوتا عکس بذارم:))))))))
البته این عکسا واسه عید امسال، ایشاا... جدیداشم بعداً می ذارم
دنیای خوبی داشته باشید
تو اردوی دیروز جای همه تون خالی بود. البته منظورم از همه، افرادیه که نبودن!
از حواشی اُردو جا موندن من و حسین و اُمید بود. چون مسئولین هماهنگی بهمون نگفته بودن حرکت از جلوی خوابگاهه، ما تو دانشگاه منتظرشون بودیم و در حالی که خوشحال بودیم همه دیر کردن و ما تنها کسایی هستیم که سر موقع اومدیم اونا گازشو گرفتن رفتن!
هیچی دیگه، خودمون با شخصی رفتیم زنجان، خیلی حال داد!
حاشیه ی دوم وقتی بود که از رستوران اومدیم بیرون و میخواستیم سوار اتوبوس بشیم...
یه ماشین عروس از جلومون رد شد؛ نبودید ببینید خانومای ۸۷ی وقتی ماشین عروس رو دیدن با چه حسرتی دست میزدن! جیگرم آتیش گرفت
حاشیه ی سوّم وقتی بود که رفتیم گنبد سلطانیه. چند تا توریست از بلژیک اومده بودن که گنبد سلطانیه رو ببینن و عکس بندازن؛ خانومای ۸۷ی گنبد سلطانیه رو بیخیال شدن رفتن با اونا عکس بندازن!
حاشیه ی چهارم... اگه سرانگشتی حساب کنیم آقای سعیدی حدوداً سه چهارم زمان اردو رو داشتن آواز میخوندن. بسیار فیض بردیم.
خیلی نمایشگاه خوبی بود. دیدن شرکت هایی که تو زمینه ی کشاورزی فعالیت میکنن و تنوع فعالیت و تخصّص شون خیلی جالب بود.
قشنگ ترین غرفه ی نمایشگاه، غرفه ی ((کود زیستی فسفاته ی بهارور)) و غرفه ی((رهیاب صنعت البرز)) بود که اوّلی تو زمینه ی کود زیستی فعالیت میکرد، دوّمی تو زمینه ی احداث استخرهای ذخیره ی آب کشاورزی. کلّی تحویلم گرفتن.
بدترین غرفه ش هم واسه شرکت ((گسترش کشت تهران ))بود که تو زمینه ی ساخت گلخانه فعالیت میکرد. یه جورایی باکلاس ترینش هم بود. نامردا فهمیدن دانشجوام نگامم نکردن.
در کل به زحمت رفتنش می ارزید. جاتون خالی.
طبق آمارهای رسمی حدود ۶ درصد دانشجویان دختر سیگاری هستند.
اگه تعداد خانوم های کلاس رو ۱۶ تا بدونیم(البته مطمئن نیستم) و ضرب در ۶ درصد کنیم نتیجه میگیریم که یکی از خانوما دور از جون...![]()
![]()
خانوم های محترم خواهشا عصبانی نشن.
به من هیچ ربطی نداره؛
آمار گرفتن؛رئیس مرکز تحقیقات و کنترل دخانیات گفته. وزیر بهداشت گفته.
خواهرم نکش! از شما بعیده؛ قباحت داره به مولا
از این موضوع که اون یه نفر کی میتونه باشه
اگه بگذریم میرسیم به این نکته که...این همه زحمت بکش دختر دست گلت رو بزرگ کن بفرست دانشگاه اونوقت...
امیدورام که حال همه خوب بوده باشه و تابستونو به نحو احسن سپری کرده باشین و بهتون خوش گذشته باشه!دیگه واجب شد با شروع شدن کلاسا و درس و دانشگاه و همون قصه های همیشگی و همچنین پریدن مدیریت قبلی وبلاگ(آقای بنیسی)به اطلاع دوستان برسونم که برای رونق گرفتن دوباره وبلاگ نیاز به تغییر و تحولاتی هست که دوباره به همون روزهای پربار با حضور همه ی دوستان برگردیم!
این تغییرات باید اول از همه تو زمینه مدیریت وبلاگ باشه!بنده که یه زمانی بر مسند ریاست بودم و الان کابری بیش نیستم!این پست های دنیوی به هیچ کس از جمله من وفا نکردن!آقی بنیسی دوست گرامی ما هم که زد به کله اش و به عنوان فرار مغزها پرید رفت مملکت غربت و از زحماتش تو این مدت ضمن چشم پوشی از....کاریاش تشکر میکنیم!
حالا نوبتی هم باشه نوبته خانم های محترم کلاسه که آمادگی خودشونو برای پذیرش این مسئولیت اعلام کنن و بعد از هماهنگی ها دیگه همه ی تغبییرات لازم از جمله ظاهر و باطن و هست و نیست و انجام بدن!خلاصه من منتظر اعلام آمادگی از سوی خانم ها هستم و اگه کسی تمایل به پذیرش این مسئولیت دنیوی و اخروی داشت تو بخش نظرات این پست اعلام کنه!هرچی زودتر بهتر البته!
کل کلام همین بود...با آرزوی موفقیت برای همه دوستان...
با تشکر
سلام به همه رفقای خودم![]()
خوبید؟ خوشید؟؟؟
گفتم شما سرتون شولوغ سراغی از من نمی گیرید، خودم بیام دیگه
!!!!
بازم با اون مازندرانی کلاس دارید؟؟؟![]()
![]()
این از جون بچه های کشاورزی چی می خواد چمبره زده رو کلاسا آخه؟؟؟![]()
امیدوارم ترم خوبی باشه
منم برم به بدبختیام برسم![]()
![]()
دنیای خوبی داشته باشید![]()
![]()
![]()
...